خاطرات را مرور می کنم
دوشنبه 30 خرداد1390
خاطراتان خیال خاطرمان را برهم می زند، منت بگذارید رخت بربندید بروید سوی خودتان، حداقال باقی مانده عمرمان به حسرت حضور خاطراتان بگذرد بهتر است از اینکه باشید و مثل سگ له له بزنیم
دوشنبه 30 خرداد1390
خاطراتان خیال خاطرمان را برهم می زند، منت بگذارید رخت بربندید بروید سوی خودتان، حداقال باقی مانده عمرمان به حسرت حضور خاطراتان بگذرد بهتر است از اینکه باشید و مثل سگ له له بزنیم
دوشنبه 30 خرداد1390
فرض مثال که خاطرت آمد و گند زدی به اعصاب نداشته یمان
حالا چرا از خیالمان نمی روی، کار داریم به خدا

سه شنبه 24 خرداد1390
آن سوی واژه غریب بی تو بودن
جوانی تنها بر رو تخت عرق آلود
نو عروس تنهایی اش را حجله می گشاید

دوشنبه 9 خرداد1390
در دلم آشوب است
که این سبزی
پنجشنبه 1 اردیبهشت1390
سبز می شوم اما گویا
که به احساس خفقان مجبورم
این سیاسی نیست
واضح میگویم
سبز ازجنس درخت
سبز سهرابی
سبز از عمق علف...
و هوا نیست مرا
من به اعدام نفس محکومم