تبليغاتX
زمزمه های بارانی .:. وب نوشتهای مهراداد آقااحمدی

خاطرات را مرور می کنم

دوشنبه 30 خرداد1390




خاطراتان خیال خاطرمان را برهم می زند، منت بگذارید رخت بربندید بروید سوی خودتان، حداقال باقی مانده عمرمان به حسرت حضور خاطراتان بگذرد بهتر است از اینکه باشید و مثل سگ له له بزنیم





آمدنت بهر چیست

دوشنبه 30 خرداد1390




فرض مثال که خاطرت آمد و گند زدی به اعصاب نداشته یمان

حالا چرا از خیالمان نمی روی، کار داریم به خدا


خراب آباد

سه شنبه 24 خرداد1390




آن سوی واژه غریب بی تو بودن
جوانی تنها بر رو تخت عرق آلود
نو عروس تنهایی اش را حجله می گشاید


آی ای خران بهارم را از من نگیر

دوشنبه 9 خرداد1390



در دلم آشوب است

که این سبزی
این طراوت
برود باز بخواب
چشمهایم به نوازش های چمن محتاج است
و درخت
قامتی تابیده
به هوا تا دل ابر
من هنوز آشوبم
که به زردی برود

آی آدمک های نجیب
مردمک های لطیف
دست بگشایید
متوسل به نسیم
اندکی بابونه
در سکوتی ساده
به بهاری مادام
خرده دعایی بکنیم




حال و هوای بهاریم

پنجشنبه 1 اردیبهشت1390




سبز می شوم اما گویا
که به احساس خفقان مجبورم
این سیاسی نیست
واضح میگویم
سبز ازجنس درخت
سبز سهرابی
سبز از عمق علف...
و هوا نیست مرا
من به اعدام نفس محکومم